ღஜ برخاسته از خاک ஜღ
یاد خدا آرام بخش قلب هاست
اون تسبیح آبی رنگی که ازت جا موند تو جا نماز بعد آسمونی شدنت حالا تو دستایِ سرد منه یاد اون روزا به خیر تو دستای گرم تو بود رنگ آبیش بوی راز و نیاز بوی آرامش می ده دونه هاش مثِ 100 تا فرشتس که گناهامو پاک می کنن وقتی بودی انگار من نبودم حال که نیستی من هستم ولی نامرئی بهترین یادگاریت برای من تسبیح آبی رنگته مادر بزرگ قصه هام دلم تنگِ برات ~>آدم گاهی تنها باشه خیلی خوبه خیلی چیزا رو دارم می فهمم که آدم فقط وقتی خودشه با خودش می فهمه ~>خدایا نذار حتی لحظه ای فراموشت کنم ...بهت نیاز دارم اضافه شده ۳۱/۱ ~> واقعا متاسفم برای خودم به خاطر اون احساس ... حالا کدوم احساس بماند اصل اینه که نوشته ی ادامه مطلب رو اصلاح کردم ! ~> گاهی سرگردونیم خوب نیست نگاهم ... يکي ديگه از نوشته هام تو ادامه مطلب هر کسي دوست داشت بخونه هوا سردِ زمین از بارون خیس خیس بارون بند اومده قدم می ذارم تو جاده تنها آروم و بی فکر راه می رم اطرافو نگاه می کنم ماشینا بی اعتنا و سرد عبور می کنن همه مشغوله نگاهشون من اما نگاهم خلوت و خالیه دلش می خواد فقط تو نگاهش کنی که مطمئنم نگاهش می کنی یه کمی بی اعتماد و سرگردونه و یه ذره هم سر به زیر قبول نگاه های جدید سخته براش به خاطر همین همیشه در حال گریزه بوی نم بارون میاد عمیق نفس می کشم بد نیست حس خوب که میده لااقل می رم بدون رد پایی از خودم !!! فکر کنم نامرئی شدم >> تو سن جالبیم خیلی دوستش دارم کلا با هم حال میکنیم >> آدم خوب و خوش قلب هم کم شده >> کلا فکر منفی ممنوع وقت تلف کردن ممنوع خواب زیاد ممنوع پر خوری ممنوع تلویزیونم که دیگه زیاد نگاه نمی کنم اما بازم پشتکارم چرت می زنه برای خودش >> اما من می تونم !!!! 

ادامه مطلب

| Design By : Night Skin |


