تبليغاتX
ღஜ برخاسته از خاک ஜღ




















ღஜ برخاسته از خاک ஜღ

یاد خدا آرام بخش قلب هاست

نگاهم کن

خیره خیره بدون هیچ پلک بر هم زدنی

می خوام با نگاهت به آرامش برسم

به نگاهت نیازمندم

بدون نگاهت هیچم

بدون نگاهت غم می یاد جا خوش می کنه تو دلم

می دونم داری نگاهم می کنی

خیره خیره   همیشه ، همه جا در هر زمان

می دونم انتظار زیادیه  اما

می خوام ازت از خطاهام بگذری

حتی اون موقع ام نگاتو از من نگیری

ببخش

ببخش وگرنه بغض میاد تو گلوم و اشک تو چشام

می دونم آخر عشقی ، آخر معرفت ، آخر مهربونی ، آخر بخشش ... آخر همه چی

خدا تو وجودم چی بود گذاشتی باشم و متولد بشم

لابد خوب بوده !

پس کمکم کن اونو زیاد کنم

کمک کن کشف کنم خودمو

می دونم تو منو خیلی بیشتر از خودم می شناسی

پس کمکم کن

کمکم کن از این آشفتگی درونی ، از این ذهن در هم رها شم

کمک کن با توکل به تو همیشه بگم می تونم

حتی موقع شکست نا امید نشم

 

 

 

 

دلیل زندگی من دوست دارم تا بی نهایت ...

می دونم هوامو داری عشق من

خـــــــــدا

 

 

پست قبلیم به قول بعضیا غمگین بود

خوب حالم اون موقع  اونجوری

اما من آدم غمگینی نیستم

احساس غم هام هم زود گذره

همین

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 20:46 توسط محیــــــا | |

 

صداي  پر از شادي  من  آروم شده

رو به منزوي شدن چرا مي ري

مي گن گوشه گير شدم

مي گم آره چون خودم خواستم
 

آرامش احتياج داشتم

اما پيدا نکردم

پيدا کردم اما نا پايدار

تو خود غرق شدن در عين لذت پر از يه حس عجيبه

مي دونم که تو هم مي دوني

مي دونم توام درک کردي

چون انساني

انسان بودن کار آسوني نيست

هر چي زمان مي گذره بيشتر مي فهمم

اما از يه جهت خوشحالم که هستم

فکر نيستي لرزه به تنم مي ياره

خدا ممنون

ممنون خدا که گذاشتي باشم  احساس کنم اين احساس ي زيبا و زشت رو

ببينم 

خدا ممنونم که اشک رو به ما دادي

واي که چقدر خوشحالم  از دختر بودنم

از احساس هاي دخترونه اي که دارم   که مثل هيچ کس نيست  از کاراي دخترونم 

عمرا پسرا بفهمن و لمس کنن  اين احساس ها رو

ممنون که به من قدرتي دادي که بعد از گريه  لبخند بزنم

با گريه خاليه خاي مي شم خالي به معناي واقعي


گرفتم

پر از حسهاي زشت و حال به هم زنم

اي احساس هاي شيطاني رهايم کنيد

خدااااا کمک کن رها شم 

من پر از خلوتم

اين خلوتهاي زشت تنهايي هاي زيباي مرا نابود کرده

من نميخوامتون بريد نيست بشيد

فکر پر از نور و زيبايي و عشق و يه عالمه اميد مي خوام

  • فقط اوست که می داند وزن دعای پاک و خالص چقدر است ...
  • وقتی ناراحتید از اینکه به آن چیزی که می خواستید و نرسیدید محکم بنشینید و خوشحال باشید زیرا خداوند در فکر چیز بهتری برای شماست
  • من نا امید هیچ وقت نمیشم
  • امید دارم به اون چیزی که می خوام می رسم

~~¤*¤~~~~~~~~~~~~~~¤*¤~~~~~~~~~~~~~~¤*¤~~~~~~~~~~~~~~~~¤*¤~~

 

تو نظر سنجی نایت اسکین این ماه شرکت کردم

برید آدرس وبلاگ منو بنویسید و به من امتیاز بدید  

روی اینجا کلیک کنید

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 21:6 توسط محیــــــا | |

 

زود فهميدم

زود درک کردم

سخت بود اما من تحمل کردم

حالا اون همه پريشاني و اضطراب و ناآرامي را دفن کردم زير خروارها خاک در بياباني در نا کجا

امروز ديگه من محکم ِ محکمم 

اونها منو درک نمي کنن

مسخره مي کنن

چون نمي دونن از احساس من

چون اونا به زودي من نفهميدن اونو

گاهي به ياد اون موقع مي افتم

نمي تونم باور کنم  من بودم که تحمل کردم اون احساس وحشتناک ،اون صحنه ،اون لحظه دوست

دارم حذف بشه از سرنوشتم اما نميشه !

خيلي کم مونده خاطرش تو ذهنم اما باز...

بچگيمو به دلايلي دوست دارم چون يه دنياي کوچيک با يه ديد کوچيک بود و ...

از يه جهت هم دوستش ندارم .

درک من سخته جز براي بعضيا که واقعا از اون تهِ تهِ  دلم دستشون دارم

در آخر مي خواستم بگم خودمو خيلي دوست دارم و براي خودم خيلي احترام قائلم  (با خودخواهي

اشتباه نکيند )

روحمو يه کمي بيشتر امادوست دارم!!!

 

 

  • هه هه يه پيشي آويزون خودم دارم مي کنم
  • دلم براي يکي خيلي تنگ شده خيلي خيلي حيف اما...
  • نمي تونم خاک کنم تو رو
  • نگاه کردم ،فقط يه احساس خوشايند داشتم همين .
  • بیشتر دوست دارم توسط عکس احساسمو نشون بدم
  • خدایا به همه ی همسن های من یاد بده که عشق به جنس مخالف نیست عشق خیلی خیلی بالاتر  از این چیزا است

 

محسن یگانه :

  • هیشکی نمی دونه که قلبم تا حالا چند دفعه شکسته
  • هیشکی نمی تونه بفهمه که دلم از چی گرفته
  • آخه تو کلبه ی  سوت و کورو تاریک قلبم خورشید که جا نمیشه میدونم اگه تا لحظه ی مرگم بگردم دنبالش پیدا نمیشه .

 

هیس آرامش می خوام !

 --------------------------------------------------------

امروز سه شنبه(روز ی که در هفته خیلی دوستش دارم ) ۷ آبان

دوستم گفت تو درک نمی کنی عشق چیه حال منو نمی فهمی

من فقط سکوت کردم

ترسیدم یه چیزی بگم ناراحت بشه به خاطر همین سکوتو ترجیح دادم

بزار  هر جور دوست دارن درباره من فکر کنن !!!!!!!  

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 0:23 توسط محیــــــا | |


Design By : Night Skin