ღஜ برخاسته از خاک ஜღ
یاد خدا آرام بخش قلب هاست
دیگه باید برم بارو بندیلمو برای سفر بستم کیفم سنگین سنگین شده پر از اعتماد بنفس و انرژی و فکرهای خوب پر از امید به فردا پر از عشق به خدا پر از دوستی پراز فراری بودن پر از نگاه سر گردان پر از بی اعتمادی جیب کنار کوله پشتیم محبتو کنار چاقوم گذاشتم ! اون یکی جیبم رو از نگاه پر از عشق پر کردم برای بعضیا نه همه ! و کلی چیزای دیگه حالا کولمو می اندازم رو شونم و حرکت می کنم با گا مهای محکم و بدون ترس ! صدا صدای زیبای تو مرا مدهوش کرد حال من به دلایلی طولانی تراز دیوار چین چشمامو می بندمو احساسم به تورا خاک می کنم روح من کم سال است روح من گاهی از شوق سرفه اش می گیرد روح من بیکار است قطره های باران را ، درز آجر ها را می شمارد روح من گاهی ، مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد .... به یاد سهراب سپری که 15مهر سالگرد فوتش بود میخوام بهش بگم خیلی دوست دارم سپهری کاش بودی ...
من از یکنواختی بیزارم از معمولی بودن از اینکه فردی عادی باشم می دونم یه جورایی نیستم اما باز به این راضی نیستم من تشنه ی فهمیدن چیزهای غیر عادی و تازه ام اما اندکیست احساس یکنواخی و سادگی و کسلی و بی احساسی می کنم آزرده ام از اینها من باید به اون چیزهایی که می خواهم برسم پشتکارم چرا رو به سکون می روی ؟ حرکت کن تلاش من تو چرا در چرت به سر می بری انرژیه بی انتهای من کجایی ؟ همگی همراهیم کنید همین حالا ! برای رسیدن به موفقیت بهتون نیاز دارم ترکم نکیند . ۲۶شهریور ۸۷ 



![]()

| Design By : Night Skin |


