ღஜ برخاسته از خاک ஜღ
یاد خدا آرام بخش قلب هاست
دوست دارم فریاد بزنم اما انرژی ای نیست خستگی از سر و کولم بالا می رود چشمانم دیگر باز نمی شود اما به زوره من بازه باران می آید همان بارانی که من ازش بدم می اومد آره بدم می اومد اما امروز حس خوبی به من می ده دونه دونه آروم آروم می خوره به تنم احساس زیبایی است می خوام فکرمو خالی کنم اصلا می خوام فکرمو با این بارون زیبا بشورم پاکش کنم دوست دارم بی احساسیو احساس کنم دوست دارم تنها باشم بوی نم از زمین بلند میشه عمیق تر نفس می کشم وای ... خدایا دوست دارم ، ذهنم الان پر از یاد اوست و چه زیباست گریه می کنم چون یه راز بین من اون نمی تونم بگم شب می شه و منم یه آسمونه پر ستاره و یه ماه و یاد او . اگر چه تنهایم اما تنهایی را دوست دارم چون لحظه لحظه اش با توست . تلخترین اشکهایی که بر مزار رفتگان ریخته می شود به خاطر کلمات نگفته و کارهای انجام نگرفته است . 
| Design By : Night Skin |


